گزارشی از کنفرانس اقتصاد
دانان سوسياليست و نشريه «سرمايه و طبقه» ليدز آوريل ۲۰۰۶
گزارشی مختصر ازبيش از۳۴ جلسه در کنفرانس شريه «سرمايه و طبقه» شامل
سخنرانيهای استادان دانشگاهی و فعالين جنبش ضد سرمايه داری دراين کنفرانس
. سايتهای مورد استفاده اين جمع عبارتند از :
قبل از هرچيز بايد تاکيد کرد گرايش خاصی از چپ بريتانيا يا جهانی در اين
کنفرانس حاکم نيست و از اين اينجهت محل مناسبی برای ارائه بحثهای چپ
راديکال است.
از آنجا که بسياری از جلسه ها بطور موازی (همزمان) درجريان بودند اين
گزارش تنها به چند جلسه اشاره دارد و کوشش شده به بحثهايی که بيش از همه
به ايران و شرايط مبارزات کارگری در ايران مربوط ميشود اشاره شود . در اين
کنفرانس مقاله ای نوشته ديويد ميظرو مجيد تمجيدی در مورد مبارزات کارگران
ايران خودرو ارائه شد که متن کامل آن به فارسی و انگليسی در اولين فرصت
منتشر خواهد شد.
تيتر کنفرانس «امپراطوری و فراسوی آن » بود که با اشاره به کتاب
«امپراطوری» مايکل هارت و آتونيو نگری انتخاب شده بود و تا حدی فاصله گيری
کنفرانس از اين کتاب بود. چند سال پيش قبل از وقايع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ، اين
کتاب تاثير بسزايی بر فعالين چپ و جنبش ضد سرمايه داری گذاشته بود چرا که
به نظر ميرسيد مرحله جديدی از حرکت سياسی سرمايه جهانی را مورد بحث قرار
داده است. اماحمله نظامی ايالات متحده به افغانستان و پس از آن جنگ در
عراق باعث شد برخی از نکات اين کتاب زير سوال برود و عملا برعکس آخرين
کنفرانس اين نشريه که من در آن شرکت داشتم امسال در اين کنفرانس اشاره
چندانی به کتاب «امپراطوری» نگری و هارت نبود چرا که جنگ «امپرياليستی»
نوشتههای نگری را تا حدی زير سوال برد. چرا که تيتر «فراسوی امپراطوری »
هم اين رانشان ميدهد.
در اين کنفرانس تاکيد اکثر سخنرانان بر عواقب جنگ امپرياليستی و تاثير آن
بر مبارزات طبقاتی بود . به عبارت ديگر بحث پيرامون نقش سياسی سرمايه بر
مبارزات طبقاتی بود و سخنرانان اکثر (حال آگاهانه يا نا آگاهانه ) از واژه
امپرياليسم استفاده ميکردند. ترمی که در برخی از کنفرانسهای اين نشريه
کمتر از آن استفاده شده بود.
بحث اول برزيل
خانم دکتر ماريا کاپوراله از دانشگاه سائو پولو از برزيل در مقاله ای
پيرامون اجتماعی شدن قرض ودر نتيجه فقر در برزيل با نقد سياستهای دولت
«لولا» گفت سياستهای دولت جديد قدرت سرمايه جهانی و بانک جهانی را دو
چندان تقويت کرده است و اقتصاد کشور تابع سرمايه مالی است. اما نکته جالبی
که در اين بحث بايد به آن اشاره کرد اين است که در اين نو آوری سرمايه در
کشورهای در حال توسعه يکی از حربه ها وام دادن نه فقط به طبقه متوسط بلکه
به طبقه کارگر است. ازديد اين سخنران علت «دست و دلبازی» در ارائه چنين
وامهايی خصوصا به طبقه کارگر از آن جهت است که بدين وسيله ميشود وابستگی
طبقه کارگر به درآمدهای آتی را تضمين کرد به اين معنی که کارگران آينده
خودرا با پذترش چنين وامهايی عملا ميفروشند و بديهی است برای پرداخت وام
مجبورند شرايط کاری و حقوقی نامناسب را بپذيرند . اين بحث درستی است چرا
که بديهی وقتی کارگری بدهی بالای دارد عملا آينده خود را به بانکها فروخته
است .اين سخنران در ادامه اين بحث تاکيد داشت که به رغم ادعاهای سرمايه
جهانی مبنی بر حاکميت بازار و پول و عدم دخالت در کار بازار هنگاميکه در
دهه ۸۰ بانکهای ايالات متحده با خطر ورشکستگی اقتصادی روبرو شدند دولت با
دخالت مستقيم جلو اين ضربه مالی را گرفت درحاليکه وقتی کارگران، زحمتکشان
قربانی ورشکستگی مالی بانکها هستند دولتنها دخالتی نميکنند همانگونه که در
آرژانتينن ما شاهد فلاکت و بدبختی و گرسنگی اقشار گوناگون جامعه بوديم و
با اين قرض کارگران و زحمتکشان برزيلی آينده خود را به بانکها و سرمايه
فروخته اند.
سخنران ديگر اين بخش کارلس فرناندز ردريگز از اسپانيا در مورد ايدئولوژی
و شيوه های مديريت پست فرديسم در کارخانه ها صحبت کرد. او با اشاره به
تغييرات در نوع کار سرمايه در چند دهه اخير گفت: «اگرچه پايه و اساس کار
سرمايه در ۴۰ سال اخير تغييری نکرده است ولی شيوه های مديريت تغييرات
اساسی داشته اند. در سالهای بين ۱۸۷۰.۱۹۴۰ متد مديريت غالب در کارخانه های
بزرگ صنعتی تغيير چندانی نکرد. تبلور اين سياست را ميتوان در تز تعيين
ميزان کار هر
کارگر ديد. در آن دوره مديريت تقسيم کار کارگر را بر اساس «کار و زمان»
تعيين ميکرد و درنتيجه کارگران در روند توليد شديدا تحت کنترل بودند. اين
عملکرد به ظاهر منطقی بود چرا که از اين طريق ميشد گفت توليد قابل اندازه
گيری است و در ظاهر «عادلانه» به نظر ميرسيد چرا که گويا کارگری که بيشتر
کار ميکرد از موقعيت بهتری برخوردار بود. اينها همه در شرايطی بودکه
بازارها نسبتا ثابت بودند و ميشود گفت حتی ميزان فروش قابل پيش بينی بود.
شرکتهای بزرگ بهترين نوع شرکتها بودند و برخی از صنايع اصلی (حداقل در
اروپا) تحت کنترل دولت قرار داشتند. ولی از پايان دهه ۶۰ اين وضع کاملا
عوض شد , «تغيير» ، با ورود کامپيوتر، گسترش سرمايه مالی و طرح گسترده
مقوله «انعطاف» درعرصه توليد ديگر بازارها قابل پيش بينی نيستند, به نوعی
ميشود گفت سرمايه يگر سازماندهی و رشد منطقی خود را از دست داده است حتی
گفته ميشود «توليد بايد در خدمت درخواست » باشد. در نيتجه توهم بر اين است
که گويا کارايی و خلاقيت نيروی کار اهميت دارد و حال شعار سرمايه عوض شده
«کوچک (منظور توليد کوچک» زيبا است ». شرکتهای توليدی بنااست انعطاف
بيشتری داشته باشند و دوران جديد دوران «اطلاعات کامپيوتری» است . خدمات
از توليد مهمتر است و «شبکه های پروژه ای» دستور روز هستند. قرار است
آينده برای آن بخشی از نيروی توليد که حرکت دارد ، انعطاف را ميپذيرد ...
درخشان باشد. البته واقعيت درست عکس اين است.
در اين ميان تز سازماندهی جديدينيروی کار هم مطرح است ، مسئله ديسيپلين و
کنترل و نظارت سرکارگر اهميت دارد اما کنون کارفرما عامل جديدی را وارد
معادله ميکنند مانند «انگيزه» . در دهه ۷۰ تولدی زنجيره يا در کارخانه
مورد چالش قرار گرفت و اين بحث مطرح شد که اگر کارگران متعهد (سرسپرده)
باشند ميتوان «رضايت» آنها را جلب کرد. در کنار آن گسترش توهم نبست به
«توليد مشترک» و همکاری و منافع مشترک کارفرما و کارگر در گفتمان مديريت
نقش عمده ای ايفا کرد. صحبت از کارگر متعهد بخش ديگری از تبليغات سرمايه
در اين دوره بود. در دهه ۸۰ زمينه اين توهمها گسترده تر شد . گفته ميشد:
۱.کارگر آزاد شده و در پی «رهايی»
۲.بايد محافظه کاری در توليد را نفی کرد . بايد به کارگر کار جالبتر داد.
۳.از قدرت مصرف کننده برای استثمار هر چه بيشتر نيروی کار استفاده ميشود.
در تيجه ميشود گفت در اين دوران کارگران با پيامهای متناقضی روبرو بودند
که خود به ايجاد بحران کمک ميکنند. از يک طرف کارگران پيام رهای از يوغ
محافظه کاری در توليد را ميشنيدند (خلاقيت نيروی کار...) از سوی ديگر
مديريت انتظار دارد همين نيروی کاراطاعت کور از مديريت را نشان دهد. از يک
طرف ميديريت به کارگر ميگويد بايد خلاقيت نشان دهد ، در توليد قانون شکن
باشد (معمولا منظور تشويق توليد بيشتر است) اما همينکه نيروی کار قانون
سرمايه ر ا به چالش ميگيرد «آزادی» او محدود ميشود. به عبارت ديگر اين
«خلاقيتی » که از کارگر ميخواهند بسيار محدود است.
دو سخنران بخش پلانری (اصلی) کنفرانس ورنر بونفلد ( استاد دانشگاه يورک)
و ری کايلی (دانشگاه لندن ) هر دو با يادآوری موضع ضد جنگ ، ضد
امپرياليستی و ضد آمريکايی خود تاکيد داشتند مواضع سطحی حزب کارگران
سوسياليست بريتانيا در دفاع از اسلام سياسی
مشکلات اساسی برای جنبش ضد جنگ و جنبش ضد سرمايه داری بوجود آورده است.
هر دو سخنران بر ايجاد کارزارهای جديد ضد جنگ با محتوايی راديکالتر بر
عليه سرمايه جهانی در کشورهای متروپول و تحت سلطه تاکيد داشتند . بحث در
مورد کار گران ايران خودروکه از طرف ما در اين کنفرانس ارائه شد بعدا
منتشر خواهد شد.